Machine transcription
(۲۲۱)
عزیزی در اقصای تبت برید
که همواره بیدار و شب خیز بود
شبی دید جائی که دزدی کنند
به بیمه و برطرف بامی نکنند
سپر از انجر کرده و آشوب هاست
زهر جانبی مرد با چوب هاست
چو نامرد هم آواز مردم شنید
میان خطـــــــــر جای برون ندید
بنیمی از ان گیر و دارا بتش
گریز دی بوقت اختیار امدمش
زرحمت دل پارسا موم شد
که شب دزد بیچاره محروم شد
بتا ریکي از پی فراز امدش
رزاده کریشن ببر امدش
که یا را مرو کاشنای توا م
مرد انکی خاک پای توام
ندیدم مردانگی چون تو پس
که جنگ آوری دو نو عسس
یکی پیش خصم آمدن مردوار
دوم جان ببر دن زکار زار
بدین مرد و خصلت غلام توا م
ر جائی که مولائی ام توا م
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
