Machine transcription
(۲۲۰)
نگه کرد شیخ از سر اعتبار
که ای پای بند طمع پای دار
نه هر جا شکر باشد و شهد قند
که در گوشها دام بازست و بند
یکی گفت از ان حلقه اهل رای
عجب دارم ای مرد راه خدای
کیسی را تو چون فهم کردی خروش
که ما را بدشواری آمد بگوش
تو کاکا، گردی بانگ کس
نشاید اصم خواندنت زین سپس
تبسم کنان گفت ای تیز هوش
اصم به که گفتار باطل نیوش
کسانی که با ما بخلوت درند
مرا عیب پوشند تا کسترند
چو پوشیده دارند طم جلاوی
کند هستیم زیر و طبعم زبون
مرا می نمایم که می نشنوم
مگر از گران مبرا شوم
چو کالیوه دانندم اهل نشست
بگویند نیک و بدم رانچه هست
اگر بد شنیدن نیاید خوشم
ز کردار بد دامن اندکشم
بجمل ستایش فزا وجه شو
چو حاتم اصم باش و غیبت شنو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
