Machine transcription
( ٢١٤ )
ز پندم چنین میمک بندا پش
محشر گواه گناهنم که اوست
کرم عیب کی دید بر اندیش من
کسان مرد ره راخدا بود اند
زبون باش تا دوستت وژ
کران خاک مردای سوحتی
که پنداشت عیب من از نوشن
ز دوزخ نترسم که کارم تو
بیا کو برینچه از پیش من
که پرخاش بیت به بلا بود اند
که صاحبدلان با رشو خاک اند
بسگش علامت کنانیک ب
ملک صالح از پادشاهان شام
بگشتی در اطراف بازار و کوی
که صاحب نظر بود و درویش
دو درویش در مسجدی خستیا
شب سردشان دیده باز کرده
برون آمدی مسحد بغلام
برسم عرب نعیمه بسته روی
مرا کین و دارو ملک صالح آه
پریشان دل بخاطر اشفته یات
چو مرغانه کل کنان آفتاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
