Machine transcription
(١٦٧)
پندار گروی عنان بر کشت
که من باز دارم ز فتراک دست
چو خوانند، محروم کشت از دری
چه غم کر شناسد در دیگری
شنیدم که را تم درین کی نیست
و لیکن نیک اگر روی نیست
درین با دوسه بر زمین خدا
که دادند در کوشش جانش ندا
توبت اگرچه سر نیستش
اگر چه نه پناه دگر نیستش
حکایت کند نو عروسے جوان
به پیرنی دانا و نامہراں
که پسند چنین که با این پسر
بتلخی رود روزگارم بسر
کسانی که با من درین منزلند
ندانم که چون من پریشان دلند
زن مرد با هم چنان دو شود
که کوئی دو بادام و یک پست شود
ندیدم درین مدت از شوی من
که باری بخندید در روی من
شنید این سخن پیر فرخند فال
بخندید و بس دیر به حال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
