Machine transcription
( ۳۳ )
( فصل دوم در بیان فعل )
فعل کلمه ایست که بر کردن کاری دلالت کند و آن
بر شش قسم است —
ماضی — مضارع — حال — استقبال —
امر — نهی —
و برای هر فعل فاعل ضرور میباشد چون عبدالصمد
خواند — محمد اسلم نوشت —
و هر فعل را سه صیغه است متکلم — مخاطب —
غائب — و چون هر يك مفرد و جمع میباشند درینصورت
وجوه افعال شش است — در افعال فارسی فرق تذکیر
و تأنیث نمیباشد —
( لازم و متعدی )
فعل لازم آنست که فعل از فاعل تجاوز نکند
چون محمد نبی آمد — اسحق رفت —
و فعل لازم شناخته میشود باینکه نتوان بعد ازان
کسی — یا چیزی — را بیاورند —
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
