Machine transcription
( ٦٦ )
وسعت يك ( افغانستان ) اراضی واسعه را برای او
وطن مقرر کرده باشد ، و او خود را تنها کابلی ،
قندهاری ، ننگنهاری ، هراتی ، ترکستانی ، وغیره
بگوید . یاتنها خود را بيك ده و يك قريه منسوب ساخته ،
چار دهی وال ، شیو کی وال وغیره وغیره یاد کند !
آيا شما کمان میکنید که اکر بخارج بروید ، وهزار
بار بگوئید که من چار دهی وال ، یا ارغستانی یا کوهستانی
يا غيره هستم ، کسی شما را بشناسد ؟ خير ، هيچ كمان
نكنيد ! حال آنکه اکر در چین و امریکا باشيد ،
و همین که به بکوئید « من افغانم ، هماندم شمارا هر کسی
میشناسد !
بی وطنی آنوقت برای انسانها میسر میگردد که
تمام کره زمین برای جمله بنی آدم مسکن واحد شود ،
ومليتها وقومها از میان برخاسته همه افراد بنی آدم
تنها بعنوان ( انسان ) یاد شود ! چنانچه در فصل
( معنوی لغوی وطن ) گذشت .
حالاباز براصل بحث خود که ( وطن حقیقی ) ست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
