Machine transcription
- ( ٥٣ ) -
یگانه مقصد پا نقروف ازین کشت و گذاری امروزی همین است که شکار بسیاری
بشمینه ها ببرد . اگر چه صد دانه مرغکان کوچک زدند ، ولی پانقروف به این قناعت
نکرده میخواهد كه يك چيز بزرگتری بدست آرد . اما در نجا بر نبودن يك تفنك ،
وسگ مهندس خیلی تأسف نمود . بعد از نیمروز بسه ساعت بر کنار نهر باز بيك خيل
مرغان برخوردند . در ین اثنا مانند صدای طنبور یا چه خانه ها یکصدای بگوش شان برخورد
که این صدا در امریکا از ( تتراس ) نام يك مرغی بر می آید . بعد از صدا ده پانزده دانه
( تتراس ) ها پدیدار شدند . پانقروف چون اینمرغهای بزرگ چرب را دید اشتهای
شکار آن ها او را بیتاب نموده هاربر را گفت :
— شکار اینرا میگویند ! هر گاه ازینها یکدو سه دانه بدست آوردیم ما را هم شکاری
میگویند .
هاربر — اما اینها از ان مرغانی نیست که بخاده چوبهای ما زده شوند ، یا ما را بخود
نزديك كنند .
پا نقروف — چون چنینست ، ما هم آنرا بخاده چوب خود نمیزنیم. بلکه خاده چوب
خود را شست ما هیگیری ساخته آنهارا میگیریم . بس همینقدر شود که آشیانه های
شانرا بیابیم .
هاربر — آیا اینها را مانند ماهی گمان کرده اید ؟
پانقروف — نی ماهی گمان نکرده ام ، اما مانند ماهی آنرا شکار میکنم .
و الحاصل هر دو رفیق عقب تتراس ها را گرفته آشیا نهای شانرا پیدا کردند .
بعد از ان از انجا دور شده به ساختن قلاب ماهیگیری خود مشغول شدند . اولا از
علفهای تار مانند در از در ازی يك ريسمانی تاب دادند درین ریسمان بفاصله يك يك قو
لاج خارهای بسیار بزرگ محکم و سر کجی که در جنگل بسیار بود با يكيك تار دیگری بسته
و بر ان خار ها کرمهای سرخ لب جو را خلانیدند .
پانقروف دام خود را برداشته به آهسته گی و اصول تمام در نزد اشیانهاب تتراسها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
