Machine transcription
- ( ٤٥٩ ) -
قپودان نمو یعنی وابور الکتریکی نوتیلوس در قعر دریا واصل کردید . مغاره مانند شب
تاريك تیره وتار کردید .
- باب هجدهم -
فهرست
ابتدا کردن بکارها - آغاز کردن سال ١٨٦٩ - علو آتش در سر
کوه - علامات نخستین اشتغال - مهندس و آیرتون در
آغل - مغاره داقار - قپودان نمو بمهندس چه گفته بود
صبح زودی مهاجران بکمال سکون وسکوت بطرف مدخل مغاره متوجه شدند
این مغاره را بنابریاد کار قپودان نمو « مغاره داقار» نام نهادند . رفته رفته روشنی مدخل
مغاره را دیدند. درین اثنا بحر چون بحالت جزر بود بکمال آسانی زورق آلومینیوم شان
از مدخل مغاره بیرون برآمد .
زورق را در دهن مغاره بايك ريسمانى بيك سنگي بستند . حتی با نقروف برسر
ریگهای کناره دریا زورق را خیلی خوب نشاند .
طوفان بادوباران از دور شنیده میشد ولی از جزیره لینقولن برطرف شده بود . اما
هوا هنوز به ابرهای کثیف سیاهی مستوراست . سیروس سميت بارفقای خود از مغاره
داقار برآمده از راهیکه آمده بودند بسوی آغل متوجه شدند . در راه تاب وها و برسیم
تلگرافی را که از کپتان بود جمع کرده میرفتند .
در راه خیلی کم سخن میزدند . وقایع مختلفه که در ین دوشب بربیچارگان پیش آمد
خیلی موجب هیجان واضطراب شان گردیده است. حامی مجهولی که بایندرجه لطفها
وعنایتها در حق مهاجران اجرا مینمود پس ازین موجودنیست بلکه خوداو و نوتیلوس
در قعر بحر عميق بخواب شیرین ابدی رفته است . بناءً علیه مهاجران خودشانرا از
اول خیلی تنهاتر وبیکس تر می بینند ، وعجزوناتوانی بحسابی در خودمشاهده میکنند .
آنشب را در آغل گذرانیده فردا بساعت نه درغرانیتپهاوز آمدند.سیروسسمت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
