Machine transcription
- ( ٤٥٤ ) -
ضیا دار و پرتونثار است .
در حالت قپودان نمو آثار ضعف لحظه بلحظه در تزاید بود. رفقا از فکر برآوردن کپتان را از نوتیلوس و بردن بغرانیتها و زفراغت کرده بودند چرا که خود کپتان آرزوی مردن نوتیلوس و مردن را در آن بیان کرده بود .
در حالتیکه کپتان بحالت بیهوشی بود ژه ده ئون و سیروس به نبض و حالت او دقت کرده دیدند که شمع حیات نمو آهسته آهسته در خاموش شدن و ختام یافتن است ژه ده ئون گفت:
- چه چاره ! از دست ما چه می آید !
یا - اما نا خوشیش ختام یافتن حرارت غریزی ، سبب مرگش خاموش شدن آتش اوست !
آیرتون - آیا اگر او را بیرون کشیم، و بهوای صافی او را معروض داریم بلکه فایده کند.
مهندس - باین فکر افتادن جائز نیست . کپتان را راضی کردن بر برآمدن از نوتیلوس محالست ! در نوتیلوس زنده گانی کرده در آنجا میمیرد .
کپتان اینجواب سیروس را شاید که شنیده باشد که از جابر خواست و چشم خود را باز کرد . رفقا پیش شده متکاها را برای استراحت او در اطرافش گذاشتند . قپودان تکیه زده گفت :
-- خوب گفتی افندی ! من درینجا میمیرم ! بناءً علیه از شما يك طلب و آرزوی دارم.
سیروس سمیت سکوت را موافق دانسته منتظر سخن گفتن قپودان گردید . قپودان نمو در اول امر بر هريك از اشیای قیمتدار نفیسهٔ که در دالان موجود بود يك نظری گردانید گویا از این اشیای نفیسهٔ که از مدت سی سال با او الفت و آشنایی گرفته وداع آخرین خود را اجرا میکند. بعد از آن گفت :
-- افندیان ! آیا خودتانرا به تشکر کردن از من مدیون میشمارید ؟
- کپتان ! برای تمدید حیات شما فدا کردن عمر خود حاضر و آماده میباشیم !
- چون چنینست وصیت آخری مرا اجرا بکنید و درینخصوص و عدی دهید که باین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
