Machine transcription
- ( ٣٩٥ ) -
- من طبیعت او را میدانم بهمه حال خواهد آمد !
- آه ایکاش تلگراف خراب نمیدوه، پانقروف را در نجاتمها گذاشتن هم نمیشود.
تو با نقروف به محافظه و پاسبانی ما بر در بخوابمان . من تنها رفته و باز می آیم .
- نی نی سیروس این بهیچصورت نمیشود. در یجادلاوری هیچ فائده نمی بخشد.
اشقیای خبیث در بیرون آغل بسخودارند. و در ینطرف و آنطرف به قابو نشسته اند
اگر برائیم يك مصیبت ماده مصیبت خواهد شد !
- آیا دیگر واسطه خبر نخواهیم یافت ؟
مهندس در یتفکر بود که چشمش به توپ برخورد که دم جنبانی کرده و در پیش
پاهای صاحب خود در جهیدن و لابه بازی کردن بود گویا بلسان حال میفهمانید : که
« آیا مرا نمی بینید ؟ » مهندس يك يكبار امیدوار گردیده بر توپ فریاد کرده ، توپ
بدو بالابه کنان ایستاده شد !
ژه ده ئون تصور مهندس را درك كرده گفت :
- خوب یافتی موسیو سیروس ! از راه های پنهانی که ما گذشته نتوانیم توپ رفته
و باز بما خبر آورده میتواند .
ژه ده ئون بزودی از جز دان خود يك كاغذی بریده اینچند کلمه را بران تحریر نمود !
« هار برنز خبیست . مادر آغل هستیم ، بر خود هوش کن از غرانیتها و زیرون مشو.
آیا از اشقادر انطرف چیزی اثری هست ؟ با توپ بزودی جواب بفرست »
کاغذ را لوله کرده در حلقه گردن توپ بصورت معلوم دار آویختند . مهندس
سگترا ناز داده و دست برو کشیده و دروازۀ آغلر اباز کرده و راه غرانیتها و زر اباو نموده گفت:
- توپك من دوست من ! تاب ! ناب ! بدو ! جانم ! تاپ ! تاپ ! توپ تاپ ! هله هله .
سگ باین سخنان مهندس برجهید ، ومقصد را بخوبی دانست که ب چالاکی بتاخت
شده از نظر پنهان گردید . دروازۀ آغلر ابسته باز به پیش مریض آمدند. هار بر بیهوش
افتاده است . پانقروف بر پارچه های روی زخم در آب فشانیست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
