Machine transcription
- ( ٣٩٦ ) -
ژده ئون بحاضر کردن طعام پرداخت . قدری شیر از حیوانات دوخته آورد،
و آنرا گرم کرده کمتری شکر نیز آمیخته آهسته آهسته با قاشق بدهن هاربر ریختن
گرفت و يك شوربایی نیز برای خودشان حاضر نمود . مهندس بپاسبانی مشغول بود.
مهاجران بکمال اندیشه و بی صبری باز گشتن توپ را منتظر بودند . مهندس و
ژده ئون تفنگ بدست در پشت دروازه منتظر بودند . که بنا گهان یکصدای تفنگی
بلند شد و در عقب آن عوعوه توپ هم برامد . مهندس یکا یکی دروازه را باز کرد.
دید که از مسافه صد قدم دورتر دو دتفنگ بالاشده است مکر خبیثها در انجا بقا بو نشسته
اند . ژده ئون و مهندس آنجارا نشان گرفته آتش کردند . درین اثنا توپ بتاخت از
دروازه درامد و در پیش پاهای افندی خود به لابه بازی آغاز نهاد . مگر خائنان بر
توپ آتش کرده بودند که از اثر کله بعضی موهای آخر دم توپ سوخته شده بود .
مهندس دروازه آغلرا بسته سگرا در آغوش گرفته بمحبت ببوسید . در گلوی
توپ کاغذی آویخته بود که از خط برهم و درهم آن شناخته میشد که نوشته نابست .
کاغذ را گرفته دیدند که ناب اینچنین نوشته :
« درینطرفها از اشقیا اثری نیست ! از جای خود حرکت نمیکنم . در حق موسیو
هار بر دعا میکنم .»
باب هشتم
فهرست
اشقیا در جوار آغل - اقامت موقته - تداوی هاربر - مسرت نخستین
پاتقروف - تحظّر ماضی - چه چیزهاست - فکر سیروس سمیت .
پس معلوم شد که اشقیا در اطراف آغل به کمین نشسته اند ، و قصد دارند که بیچاره
گانرا یکان یکان هدف گله غدر و خیانت نمایند . لهذا بسیار احتیاط لازمست ! زیرا
اشقیای خبیث بی آنکه خود را نشان بدهند مهاجران را دیده نشان میکنند ، و خود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
