Machine transcription
- ( ٣٠١ ) -
دانستند که بیچاره آدم در زیر تأثیر هیجان و اضطراب شدیدی میباشد . دندانهایش
بر همدیگر میخورد ، و بدنش میلرزد ، اشکهایش میریزد . رفقا از بحالت او بحیرت
افتادند آیا بیچاره را چه حال پیش شد ؟ آیا باز حال وحشتش بر و غلبه نمود ؟ مهاجران
به این فکر بودند که آدم وحشی بسخن آغاز نهاده گفت :
— چه حق داشتید که مرا از جزیره من درینجا آوردید ؟ مرا با شما چه مناسبت
است ؟ آیا شما میدانید که من کیستم ، و چه کرده ام ، و دران جزیره چرا ، و بچه
جرم ترك شده و تنها مانده ام ؟ آیا شما میدانید که من چه قدر ملعون و كافر نعمت يك بدبختی
هستم ؟ بگوئید نی ! چرا مانند من يك نجس ملعون ناپاك را بچه دلیل و چه سبب
باین جزیره پاك خود آورده اید ؟
مهاجران اینسخنان شخص مجهول را بکمال آرامی و سکوت بشنیدند سیروس
سمیت به شخص مجهول نزديكشده خواست كه با او يكدو كلمه گفته او را تسکین و تسلی
دهد ، اما وحشی بشدت وحدت خود را واپس کشیده گفت :
— نی ! . . . نی ! . . . يك سخن بگوئید ، آیا من اسیر و بندی شمایم ، یا آنکه
آزادم ؟
— نی ، خدا نکند که تو بندی باشی آزادی !
— چون چنینست بخدا سپردیم !
اینرا گفته و مانند دیوانگان رو بجنگل بفرار آغاز نمود . اگرچه رفقا در پی او
رفتن خواستند ولی مهندس مانع آمده گفت :
— بگذارید ، بحال خود ش ترك كنيد !
پانکروف — این حریف دیگر هیچ نخواهد آمد !
مهندس — نی پانکروف ، می آید .
ازینواقعه بسیار روزها گذشت ، از وحشی مذکور هیچ اثری معلوم نشد . اما
مهندس میگفت این عصیان آخری طبیعت شدید اوست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
