Machine transcription
( ۲۸۷ ) -
شب گذشت. اين بك معلوم نشد که آیا وحشی خوابيد يا نخوابيد؟ اما هيچ حركتی
نکرده سرکشتی را بجانب شمال شرقی سر راست کردند که باینصورت راست بسوی جزیره
لينقولن میرود . روز اول سفرشان بی حادثه و واقعه بپایان رسید . وحشی در کمره
سرکشتی ساكت و ساكن يك بغله افتاده بود . اما ژه ده ثون که لحظه بلحظه هر حرکت و
وضعت وحشی را در زیر نظر دقت و ملاحظه میداشت دید که از رفتار کشتی و حرکت
امواج دریا در چشمهای وحشی علایم مسرت و فرحتی پیدا میشود . لهذا دانست که
قوه حافظه اش یکقدری بحرکت آمده حسیات کشتيبانیش بیادش می آید.
روز دیگر باد از سوی شمال بر خاسته دریا موج پیدا کرد . بوناد و انتور با موجها
دست و گریبان گردید پانقر وف بادبانرا قدری سست کرده از احوال دریا به اندیشه بیفتاد
ولی اندیشه خود را از رفقایش نهان مینمود کشتی لحظه بلحظه از استقامت مطلوبه بیرون
می افتاد، و بر راهیکه لازم بود نمیرفت باد و موج او را از استقامت راه لينقولن بدر میکشید .
پانقروف دانست که اگر هوا بهمینصورت دوام ورزد رسیدن بجزيره لينقولن خیلی
بطول خواهد انجامید .
در ۱۷ ماه تشرین اول از وقت حركت بوناد وانتور از جزیره تابور مدت چهل و
هشت ساعت گذشت و لی هنوز از جزيره لينقولن اثری معلوم نیست . در خصوص
تعیین کردن جهت استقامت نيز بمشکلات افتادند چرا که باد بصورت غیره منتظم میوزد .
بیست و چار ساعت دیگر نیز مرور نمود باز هم از لينقولن اثری پدیدار نشده باد هم ساعت
بساعت زیاده شدت میورزید درین اثنايك موج بسیار بزرگی به کشتی برخور دکه تمام
کشتی را از آب مملو نمود، واگر کشتی نشینان خود را محکم نمیداشتند همه بدریا میریختند . در
ینواقعه از وحشى يك مددگاری بسیار عجیبی بعمل آمد چنانچه بمجر د برخوردن موج با کشتی
و پرشدن کشتی از آب وحشی بجلدی و چاپکی تمام از کمره خود بر امده بيك لكديك
تخته دیوار کشتی را بر کند و برای آب مجرای باز کرده کشتی را از آب خالی ساخت بعد
از بشکار بی آنکه چیزی بگوید به کمره خود پس داخل شده گویا در ينوقنت حسیات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
