Machine transcription
- ( ٢٧٩ ) -
امثال آنها بود که بخوبی واضح میساخت که انسان اروپائی آنرا کاشته است هاربر از
دیدن این سبزه کار یها بسیار ممنون و مسرور گردید . با نقروف میگفت :
اوه اوه ! برای ناپ کار آشپزی بسیار شد جانمن ! اگر قضازده را نیابیم هم حالا
سیاحت خود را بیهوده نمیشماریم ، چرا که نباتات بسیار نافعی بچنگ آمد .
زه ده ئون - من چون بحال این نباتات نظر میکنم چنان حکم میکنم که جزیره
از بسیار وقت خالی و غیر مسکون مانده است زیرا حالت این نباتات رفته رفته حال خود
روئی و بیابانی گشتن را کسب نموده .
هاربر - راستست ! اگر از آنها تنها يك آدم باقی میبود ، این سبزیهای خوردنی
خود را چنین متروك نمیگذاشت .
پانکروف - بلی ، آن قضازده مطلق که جزیره را ترك كرده رفته است.
هیچ شبهه نیست . که بفر یاد قضازده یا کشتی و یا و اپوری آمده او را وارهانیده است.
پس معلوم میشود که شیشه یافته کی ما از بسیار زمانها بر روی دریا شنا وری کرده
تا به جزیره ما واصل شده است .
درین هیچ شکی نیست . لکن حالا وقت شام نزديك شد . بيائيد که به کشتی خود
عودت کرده شب را بگذرانیم صبح باز به پالیدن و جستجو آغاز میکنیم .
بر همین فکر و نیت قرار داده میخواستند که بر گردند که هاربر در میان درختان يك
کلبه را نشان داده گفت :
ببینید ، در میان آند درختان يك خانه كك كوچکی معلوم میشود .
چون دقت کردند دیدند که براستى يك كلبة اقامتگاه کوچکی از چوب و تخته در میان
درختان بنایافته است . رفقا بسوی اقامتگاه مذکور روانه شدند. دروازه كلبة مذکور
را نيمباز یافته پانقروف بیمحا با آنرا تیله داده باز کرد . رفقا داخل اقامتگاه گردیدند. !
اقامتگاه را خالی و بی انسان یافتند ! . . . .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
