Machine transcription
- ( ٢٠٦ ) -
تفنگ ژه ده ثون فرياد کرده حيوان مدهش بر خاك بغلطيد .
رفقا بتلاش تمام در پيش جسد حيوان خونريزد ويدندگله تفنگ ژه ده ثون در
مابين دو ابروی ژاغار خورده مغزش را از هم پاشانيده بود . ژه ده ثون از شکاربان
بسيار پخته و ماهريست که در هندوستان و افريقا در بسيار شکارهای شير و پلنگ اثبات شجاعت
و مهارت نموده است . هار بر اظهار حيرت نموده ژه ده ثون را گفت :
— سبحان الله ! ان چقدر بی پروائی و درنگ! و چقدر توانائی و دلاوری بود که از
شماظهور نمود . بخدا که خيلی حيرت کردم .
— پسر من آنچيزی که من کردم شماهم ميتوانيد .
— آيا من ؟
— بلی ! هرگاه بخيال خود محکم کردی که اين ژاغارنيست آهوست ، و بهمان تصور
نشان گرفته آتش دهی تو نيز مانند من خواهی توانست .
يا نقروف — اگر چنين باشد چه آسان کاريست .
ژه ده ثون — بغير ازين ديگر چيزی نيست يا نقروف . دوستان من ! حالا ايستادن
بکار نيست . شام هم شد ، ژاغار هم مغاره خود را تا ابد بما واگذار شد . ما هم بايد
مغاره را ضبط کرده شب خود را بکمال راحت دران بسر آريم .
— اما اگر ديگر ژاغارها بيايند ؟
— در دهن مغاره آتش بزرگی می افروزيم جانوران درنده از آتش رم ميخورند
وبما نزديك نميشوند .
مهاجران بسوی مغاره متوجه شدند . تنها ناب به پوست کردن ژاغار مشغول
بماند . چونکه پوست ژاغار برای مفروشات غر ا بيتها و زفرش گرانبهائی شمرده ميشود
رفقا چوبهای خشکی بسياری بدهن مغاره گرد آوردند درون مغاره پر از استخوان
بود . استخوان ها را بيک سو افگنده مغاره را پاك کردند . تفنگهای خود را نيز به گله پر
کردند . چوبهارا نيز آتش دادند . طعام شام خودهارا بکمال اشتها تناول کرده . ويك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
