Machine transcription
— ( ٢٠٥ ) —
— اینرا بگو که آیا مانند سیگاره کشیده میشود و یا نی ؟
— وا اسفا که این نمیشود .
— چون چنینست بيك پیسه هم قیمت ندارد چرا که درد مرا دوا نمیکند .
بعد ازین محاوره هاربر و پانقروف در پی تدارك محل و مأوای شب گذرانی خود شان افتادند و درینباب بسیار زحمت نکشیدند زیرا در ساحل بسیار مغاره هایی یافتند که موجه های بحر بمرور ایام آنرا خورده و بعمل آورده بود . در یکی ازین مغاره ها که نسبت بدیگر مغاره ها بزرگتر و مکملتر مینمود میخواستند که داخل شوند که ناگهان از درون مغاره يك صدای مهیب و دهشت آوری برآمده ایشانرا بخوف و دهشت انداخت .
پانقروف گفت :
— بس بگریزیم هاربر . چرا که تفنگهای ما به ساچمه پر است ، و این جانوری که این صدا را کشید نه آنچنان مدهش جانوریست که به ساچمه هلاك شود.
اینرا گفته و از بازوی هاربر بشدت کشیده در میان سنگهای سنگلاخ پنهان شدند.
درین اثنايك حیوان بسیار بزرگ جثه مهیبی برون برآمد این جانور « ژاغار » نام پلنگ بسیار خونریزی بودکه موهای پوستش سفید ، و خالهای سیاه بر آن بود . در حالیکه چشمهایش برگشته ، و موهایش برخواسته و دمش را کج کرده بود غریدن آغاز نهاده و چنان معلوم میشدکه این اول بار نیست که انسان را دیده باشد بلکه میشناسد که انسان چه مدهش ، و از خود او چقدر پیشتر خونریز تر است .
درین اثنا ژه ده ئون از كناريك سنگی روبروی جانور مذکور برون آمده هاربر چون اینحالت را دید چنان گمان کرد كه ژه ده ئون ژاغار را ندیده است لهذا خواست که فریاد دهد . ولی ژه ده ئون اور ابخاموشی اشارت کرده روبرو بر جانور مدهش پیش رفت ، بدرجهٔ که ده قدم فاصله در مابین او و ژاغار باقی مانده ژاغار خود را جمع نموده ، و دهن خود را بقدريكوجب از هم باز کرده ، ودندانهای مدهش خود را بر یکدیگر سائیده بر دشمن مقابل خود بنای حمله آوری را نهاد . بمجردیکه میخواست برجهد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
