Machine transcription
— ( ۱۲ ) —
شفق آفتاب و از بحر هیچ اثری ندیده اند . تا آنکه بسبب فضای مدهش پاره شدن بالون و
برآمدن ( غاز ) از ان ، و پایان آمدن بالون در زیر خود سطح بحر را دیده دانسته اند
که بسوی چگونه يك کرداب مرگ مجسم پویان هستند !
این است که آن سخنها و صدا هائیکه ماشنیدیم از همین پنجنفر سیاح بالون سوار
است که در چنین وقت هولناك باهم رد و بدل کرده اند .
بعد از انکه مانند خوردنی ، و پوشیدنی ، واسلحه وهمه چیزهای سنگین بار
خود شانرا بدریا انداختند باز بقدر هزار و پنجصد قدم بالا برآمدند . سیاحان بیچاره
چون در زیر پای خود دریای پر امواج بی پایانرا مشاهده کردند طبقات بلند هوا
رابمای خود شان ملجاء امن وامان دانسته همه اشیایی که برای خودشان بسیار
ضروری والزم بود نیز به پایان انداختند . و برای ضایع نشدن ( غاز ) خفیفی که
بالون را در طبقات هوا بالا گرفته بود برای جستجو کردن چاره آغاز کردند .
شب را بچنان اندیشه های خوفناکی بسر آوردند که اگر از سیاحین ما نازکتر
دیگر آدمانی میبودند بهمه حال زهرة شان آب میشد . در وقت صبح طوفان يك
قدری سکونت پیدا کرد . ابرهاهم بلند شدند . گردباد دهشت ناك طوفانی ، بيك
باد تند شد ناکی تحویل یافت. و تا یکدرجه دیدن اطراف ممکن گردید .
درین اثنا باز فرو آمدن بالون بطبقات پایانی هوا آغاز نهاد ، شکل محفظه جسیم بالون
نیز بر هم خورده از مدوری به بیضوی تحویل یافته بود که اینهم برای برآمدن غاز
درون آن يك دلیل واضح و روشنی بود ، تام در وقت زوال؛ بالون از سطح بحر بقدر
هزار قدم بلند بود . ولی لحظه بلحظه فرومی آمد.سیاحهاهمه چیزهائیکه در جیبها
و پیش شان بود یکان یکان می انداختند . بسبب حساس بودن بالونهایه هر انداختن
يك چیزی بالون یکقدری بالا میبرامد وباز به نزول آغاز میکرد . پس معلوم شد که
هلاك برای شان مقرر است !
در هر طرف که نظر میکنند هیچ يك خشکه بنظرشان بر نمیخورد . در زیرشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
