Machine transcription
— ( ١٥١ ) —
مهندس — غراتیت هاوز . [ یعنی قصرسماقی . ]
درین اثنا مشعله ها به تمام شدن رسیده بود ، لهذا پیش از انکه مشعله ها خاموش
شود بر امدن لازم است . بقیه کار را برای روز دیگر میگذارند پیش از رفتن سیروس
سمیت باز بر سر چاه مذکور بیامد . بدقت گوش بر ان نهاد ولی هیچ چیزی نشنید .
درمیان آن باز يك مشعله انداخته داعی شبهه يك چیزی ندید . پس چنان معلوم میشود
که جانوریکه درین مغاره بود و توپ بران عوعوه میکرد خود را بچاه انداخته بسبب
منقطع شدن آب از چاه به بحر فرار کرده رفته است .
اما مهندس بحیرت بسوی چاه مذکور نظر دوخته هیچ چیزی نمیگفت . پانقروف
به او نزديك شده گفت :
— موسیو سیروس مشعله ها خاموش میشود .
مهندس — چون چنینست برویم .
مهاجران از راهیکه فرو آمده بودند پس ببالا شدن آغاز نهادند توپ در پیش پیش
میرفت بمشکلات براه میرفتند. تا به مغاره نخستین بالایی رسیدند در انجا یکقدری مکث
و آرام نموده باز برفتن آغاز نهادند . هر انقدر که بالا میبرامدند هوا سردتر میشد . در
دیواره و بوصولها قطره های آب باقی نمانده بود. مشعله ئیکه بدست ناب بود خاموش
گردید . مهاجران به استعجال مجبور شدند . مشعله دیگر نیز رو بخاموشی نهاده بود
که مهاجران از دهنه مجرای قدیم تالاب غراتیت بر امدند .
باب نوزدهم
نقشه و پلان سیروس سمیت — برون غرا نیتیهاوز — زینه ریسمانی —
تخیلات پا نقروف — سبزه های خوشبو — تبدیل مجرای
آب — نظارت بحیرۀ غرانیتهاوز — آب جاری در غرانیتهاوز
روز دیگر را مهاجران به اصلاح مسکن نوخودشان یعنی ( غرانیتهاوز ) گذرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
