Machine transcription
- ( ١٥٢ ) -
نیدند . مهاجران در باب ترك كردن شمینه ها و آمدن به این مسکن جدید خودشان
که دست قدرت آنرا در میان اینچنین يك دیوار سنگی غریبی که از هر گونه تعرض و باد
و باران و بحر محفوظ و مصون است انشانموده خیلی آرزو و استعجال میکردند. اما فکر
مهندس اینست که شمینه ها را نیز سر اسر ترك نکنند و آنرا برای بعضی عملیات جسیمه
يك کارگاه جسیمی اتخاذ کنند .
کار نخستین مهندس این شد که بسوی ساحل رفته دیوار طبیعی سنگلاخ غرانین را
ملاحظه کنند که سوراخ گرانیتها و ز در کدام جای ساحل تصادف میکند . آهنی که از
دست ژه ده ئون خطا خورده بساحل افتاده بود رهبر آشکاری برای مهاجران بود که
بواسطه آن تعیین موقع آسان گردید. آهن به آسانی یافت شد. در جائیکه آهن افتاده
بود هشتاد قدم بلند تر از ان در دیوار يك سوراخی مشاهده میشده که از حالا بعضی کبو
تران در ان رفت و آمد را بنا نهاده بودند .
فکر مهندس این بود که مغاره را بر پنج قسم ويك صالون تقسیم کند . از طرف
ساحل پنج نجره و يك دروازه باز کند . پائروف لازم بودن نجره ها را تصدیق و
قبول نمود ، اما معنای لزوم در وازه را ندانست که چیست . زیرا دروازۀ غرانیتها وز را
عبارت از مدخل مجرای تالاب که در بالاست میداند . مهندس گفت :
دوستان من، فکر من آنست که آن مدخل را بتمامها سد و بند کنیم که هیچکس
آنرا نه بیند و نداند. حتی در وقت لزوم در پیش مجرای جدیدی که باز کرده ايم يك سدى
ساخته مدخل قدیم را سراسر در زیر آب پنهان سازیم . زیرا چنانچه ما از ین راه رفت و
آمد میتوانیم برای دیگران نیز آسانست .
پانکروف — خوب از کجارفت و آمدکنیم ؟
مهندس — از ينطرف يك زینه میسازیم . و قتیکه زینه را بر داریم آمدن هیچکس
در نجاممکن نمیشود .
پا نکروف — آیا به اینقدر احتیاط از چه لزوم می بینید ؟ تا بحال از جانور ها چیزی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
