Machine transcription
— ( 111 ) —
خمیرهٔ کل کلالی خود شا نوازکپل که مهندس آنرا در اثنای کشفیات خود یافته
بود و میده کی چونه و میده کی سنگ چقماق ترکیب دادند و بکار آغاز کردند از دیگ بزرگ
رخت شوئی گرفته تا به پیپوی تنباکوکشی هر نوع آلات و ادوات محتاج الیه خود را مانند
دیگ سرپوش کاسه طبق چمچه حتی قاشق همه کی را ساختند اگر چه اینچیزها ثقیل و
کلفت چیزهایی بودند ولی چون بدرجهٔ بسیار بلند حرارت پخته شده بودند بسیار کار
آمد و متین بودند . پا نقروف در وقت ساختن آلات مطبخ یکد و دانه پیپو نیز ساخته
حسرت و تأسف توتون کشی خود را که بسبب نبودن توتون جگر کباب بود تازه نموده
خود بخود گفت :
— باشد بلکه آنرا هم بیابیم .
والحاصل مهاجران تمام ده روز کامل بصنعت کلالگری اشتغال کردند . مهندس
در خصوص کار ها چون بسیار ماهر بود هر چیزیرا بقاعده اجرا میکرد . روز دیگر عید
پستقالیه بود . مهاجران آنروز را به استراحت قرار دادند .
در پانزدهم نیسان به صنعت کلالی نهایت دادند ، همه معمولات صناعیهٔ خودشانرا
برداشته بشمینه ها آمدند . روز دیگر بدگر صنعت آغاز میکردند . در وقت بازگشت
مهندس يك نبات بسیار نافعی یافت که این نبات از نوع نباتات اسفنجیه ( قاو ) نام
نباتی بود که در اصطلاح ملك ما آنرا ( قف ) میگویند . و بعد از خشك شدن به ادنا
شرر در میگیرد . مهندس ازین نبات ده پانزده برگهای بزرگی که مانند پارچه های
نمد بود کنده بپا نقروف پیش کرده گفت :
— بگیرید پا نقروف ! ازین تحفه بسیار ممنون خواهید شد .
پا نقروف برگهای پت دار مذکور را بدست گرفته گفت :
— این چیست موسیو سمیت ؟ مبادا توتون نباشد ؟
— مهندس — نی توتون نیست . ( قاو ) است که در گیران کبریت آسا نیست .
بواقعی که این در گیران بعد از انکه خشك شد در باب آتش در دادن خدمتهای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
