Machine transcription
- ( 99 ) -
آیند . ژه ده ئون هر دیدنی خودش را در کتابچهٔ جیبی خود ثبت دفتر مینمود . مهندس چشمهای خود را بر زمینی که بر ان میرفت دوخته هر پارچهٔ معدنی یا نباتی را که میدید برداشته معاینه میکرد و بعضی از انها را در جیب خود پر میکرد . پانقروف بدیگر رفقای خود گفت .
— ترا بخدا بگوئید که این .وسیوسیروس. از زمین چه جمع میکند من هرچه که می بینم هیچ چیزیکه ارزش داشته باشد نمی یابم .
درین اثنا هارپر واپس گشته به نزد مهندس بیامد . ژه ده ئون پرسید که :
— چیست اولاًد ؟
هارپر — صد قدم پیشتر از میان سنگها بالا برامدن دود را دیدم .
ژه ده ئون — یعنی معلوم میشود که درینجا آدم خواهد بود ؟
مهندس — تا خوب ندانیم که حقیقت چیست زنهار که خود را نشان ندهیم . از همه پیشتر من از وحشیهای این سر زمینها میترسم . آیا توپ کجاست ؟
هارپر — توپ از همه پیشتر میرود .
مهندس — آیا عوعوه نمیکند ؟
هارپر — نی .
مهندس — خیلی عجب است . یکبار بخواهیمش .
اینرا گفته مهندس ، و مخبر ، و هارپر در نزد پانقروف و ناب که پیش بودند رفته همه شان در پشت یک سنگی پنهان شدند . در انجا بقدر صد قدم پیشتر از میان سنگها يك دود زرد رنگی را دیدند که بهوا بالا میراید . مهندس بايك ایشپلاق پستی توپ را آواز داده رفیقهای خود را بمنتظر شدن امر نموده خودش تنها بطرف محلی که از ان دود میبر امد روان شد . چار نفر رفیق در حالی که باز گشتن مهندس خود شانرا به بسیار بیصبری انتظار میکشیدند بنا بر آواز دادن مهندس همه گی بسوی دود دویدند .
مهندس ذاتاً از بوی آن دانسته بود که دود از چیست ؟ چار نفر رفیق چون به نزد مهندس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
