Machine transcription
( ۲۱۹ )
حالا ملاحظه فرمائید ! طفلیکه در چنین محلی و بدینصورت پر ملالی
بزاید در عوض قونداق هر گاه کهنه پاره زیر پائی را بیابد نیز بر و بسیار است!
طفل گریه جوع ، و ناله خشوع میکند . مادر گرسنه فلاکت چاکر ش
پستانهائیکه از گرسنه گشی چند روزه مانند پارچه نمد گردیده بدهن او
میدهد . طفل بیچاره نیز آنرا میمکد. لكن هیهات ! شیر کجاست ! یکچند
قطره آب شیر مانندی میچکد . ولی بعد از چند روز آنهم منقطع می گردد.
زیرا نان خوردن نمییابد تا آنکه شیر ازان حاصل شود .
این طفلیکه از ابنای جنس انسانیست نه از نوع حیوانات بیابانی رفته رفته
بدینحال فلاکت ، و سفالت اشتمال بزرگ میشود . اما قوة عقلیه ، و دماغ فکریه
اش را پرده سفالت ، و عظای فلاکت میپوشد . و قلب و نفسش را سحاب
شدیده ضرورت ، و الام فقدان معیشت فشار میدهد . زنجیر ذلت و پا
مالی ، و تشدید سفالت و سرگردانی پای توسع نشو و نمایش را می بندد .
بلکه ترکیبات کیمیوی و شکل و هیئت طبیعی اش را نیز اخلال میکند .
پس از برای چنین بیچاره کان وقوعات متواليه حیات عبارت از يك محبس ،
و اشكنجه ضیق النفسی است که بعد از انکه یکچندی نفس میشمارند چنانچه
محکومان زندان عاملان بعد از ختام محبوسیت آزاد میگردند ایشان نیز
همچنان فرحان و شادان بترك دغدغه حیات میگویند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
