Machine transcription
( ۲۱۱ )
قطع مسافهٔ جدائی میکوشی ، اما چسان جدائی ! جدائیکه امید برگشتن
آن هرگز مامول نیست . گویا شاعر برای تو این شعر را گفته :
( اگر در وقت رفتن گفت می آیم مکن باور
که او جانست چون جان میرود دیگر نمی آید )
از وقتیکه از تو جدا گردیده ام ، راحت ، و انبساط ، فرحت ، و نشاط
قلب خراب آبادم را وداع. و جای آنهارا انواع الم و اضطراب استیلا نمودند.
حقد و حسد ، انواع تقاضای نفس که در عصر سعادت حصر تو اسم شانرا
نیز نشنیده بودم ، و چندی نگذشته بود که اطراف ، و جوانبم را احاطه
نمودند ، و نسبت بتفارق ، و بتباعد تو تقرب و تزاید مینمایند . حالا هیچ
کاری نمیتوانم ، و هیچ سخنی نمیگویم تا آنکه کین و غضب ، و عرق بغض و
حسد عالمیرابر خود تحریک نکنم .
آه ! چه خوش بود زمانیکه حزن و کدررا نمیشناختم که چیست ! از
مال دنیا ، وحب ادخار آن بغیر از همان چند پارچه آلات لهو و لعبیکه با
اقران خویش با آن بازی میکردم دگر هیچ چیزیرا نمیدانستم . اضطراب
و بیراحتی بس جزءی من نظر شفقت و مرحمت مادر مهربانم را بر من
جلب مینمود . ناخوشی بسیار خفیف من بادی اضطراب خیلی ثقیل پدر
شفقت گسترم میگردید . حتی بعضی اوقات محض از برای آنکه نایل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
