Machine transcription
( ۱۲ )
=٤=
عشق حیات جاودانی ، و شهراه شهرستان زندگانیست . اگر حیات ابدی و زندگانی لم یزلی آرزو داری خود را شهید مشهد حضرت عشق گردان . که شرف و شان عاشقان شوریده سامان در ینراه فدای جان کردن و ازین محفل بادهٔ شهادت نوشیدنست !
=٦-٥=
معاشر عشاقیکه قبل از من گذشته اند ، و یا آنکه بعد از من میآیند ، و یا آنانیکه همعصر من اندهمه رایکان یکان از من بگوئید : که بیائید حقیقت عشق را از من بیاموزید . و در طریق عشق بمن پیروی نمائید ، وکلمات حکمت آیات عشق را از من بشنوید . تا آنکه سخنانیکه باخلق میگوئید منحصر بر احوال عاشقانهٔ من باشد و آوازهٔ عشق من جهانرا احاطه نماید .
=٩-٨-٧=
با دلدار و فاکردارم همخلوت انس و الفت گردیدم . در مابین ما از نسیم سحرگهی نازکتر و لطیفتر يك سر روحانی موجود بود . نگاه جانکاه دلربایش که انعطاف شفقت اوصاف او من عاشق گمنام را معروف جهان داشته است وقتیکه هم آغوش نگاه حسرت آلودم گردید در انحال در میان جلال و جمال او مدهوش مانده بودم . و از خودی خود هیچ خبری نداشتم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
