Machine transcription
( ۱۳۲ )
«دلم بردلبری مبتلا شده است که خرام لرزان لرزان قامت موزونش
جگرم را پر از خون نموده . آن پایهای لطافت ادای كوچك كوچك كه
که نزاکت و لطافت آنرا از اول ولادت در میان قالب های پولادی گرفته
و تربیه داده است ، چنان دلربا و نزاکت ادا افتاده است که گویا پایهای مانند
برک گل طفل نازنینی ست که در میان گهواره نازی افتاده باشد و از زیر رو
پوش نمایان شده باشد که هر گاه انسان آنرا می بیند میخواهد که بر چشم
و روی خود بمالد . وقتیکه خرامان خرامان ولرزان لرزان بسوی من
میآید آن پایهای دلر با از غایت کوچکی و لطافت به ثقلت وجود سیمین
نمود نازنینش طاقت نیاورده مانند میوه رسیده شاخسار لطافت بر زمین
افتادن میخواهد ، و من آغوش آرزو ام را کشاده منتظر افتاد نش می
میشوم که بلکه در آغوش من بیفتد .
دنباله های چشم های کج اندازش مانند دو نوك هلال نو آسا چنان
بسوی شقیقه هایش میلان نموده که عقل و فکرم را همه گی به یغما داده .
و گمان میبرم که ایندو نوك چشم مخمور آن مه لقا که دائما بسوی بالا نگرا
نست مطلقا در امر آمدن در نزد من از فلك در احتراز ست . »
از قراریکه معلوم است : در نزدملت چین درجه غایت الغایۀ حسن و جما
ل زنان کوچکی فوق العادۀ پایهاست پس هر محبوبه که پایهایش کو چک تر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
