Machine transcription
۲۰۲
تو بشناس اول منعم نشان پس از شکر گردی بی شادمان
مقام است سه بهر دین ای جلیل که علمست و حالست و سوم عمل
بهر کار دین این سه باشد ضرور ازین سه بسی حاصل آید سرور
بود علم اصل اصول ایجوان که بی علم حاصل نیاید بیان
چو شد علم حاصل از آنست حال نیابی بجز علم حال و مقال
عمل آید از حال حاصل سپس بدان سه مدارج ضرورت و بس
مدارج بشکر است زین چنین عیان سازم هر سه بیا و یقین
بود علم از شکر ای وی کمال شناسائی نعمت و جاہ مال
شناسی تو از صاحب حال را نه بر غیر آن آوری قال را
بود حال حاصل ازان خرمی که از وصل نعمت تو شادان شوی
عمل باشد ایجان اگر بشنوی که صرفش بجای رضایش کنی
خداوند نعمت چو دادت نعم ترا داد نعمت ز روی کرم
تو صرفش بجائی کنی ایجوان که صاحب ز صرفش شود شادمان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
