Machine transcription
۲۲۴
ابته على الحق حتى يخالف الحق الى غيره انتهى كلامه وعلى الصلوة والسلام عليه ختامه :
فصل ۲۱ در بیان سلوک روسا وسرکرده گان قوم وغیره صفت ایشان
بدانکه رؤس جمع راس ست بمعنی سر و مشتمل است بر چشم و زبان و گوش و گوش را دو گونه گفته اند یکے شکانه به
کاف- ۲- شرفا بالفتح چنانکه گفته اند که کل شکاء بییض و کل شرفاء تلد یعنی هر حیوانیکه گوش او اندرون
باشد بیضه میدهد و هر حیوانیکه گوش آن دراز و برآمده و برون باشد می زاید انتهی اما آنچه تعلق بچشم
ست باید که رؤسا و سرکرده گان قوم پیوسته نظر با حوال رعیت داشته که بیکد یگر ظلم وستم نکنند و
میان وضیع و شریف و قوی و ضعیف سوبیت اعتدال را منظور دارند و اگر از فردا زا فراد رعیت
فضولی و فساد بیند او را بقدر آن زجر و تادیب کرده تو به دهند و پیوسته امر معروف و نهی منکر و
تقویت دین و اہل دین را لازم شمرده و در ان ساعی و جا هد باشند و بچشم شفقت و مرحمت در
ایشان نگرند و شر خودها را از ایشان مند فع و از ملک و مال و آب زمین شان طمع خود ها را منقطع گرداند
و بار خود ها را برایشان نه نهند و افزونی از ایشان طلب نکنند و از هفوات وزلات شان چشم پوشند
و بطمع رشوت و خدمت و غیره تکالیف در کارشان نکوشند و آنچه تعلق بگوش است باید که پیوسته در
معاونت و مدد رسانی رعایا بوده گوش خود ها را نهاده که بنفس و مال شان شحنه گان و مقطعان و اصحاب
دیوان و غیره ظلم دست درازی ناکرده که آسیب بمال و جان و شان نرسانند و به یقین دانند که
آنچه امروز از نیک و بد و صلاح و فساد بر رعیت شان رود فردا مورد بازخواست ایشان گردند
کہ کلکم راع وكلكم مسئول عن رعيته اما آنچه تعلق بزبان دارد آنکه پیوسته رعیت خود ها را نیکی
و زبان خوش یاد کرده و وعدهای نیک دهند و از بدی شان مجتنب و محتر ز بوده در نز د ملوک سلاطین
له بمعنی فرومایه و ناکس ۱۲ ح ه یعنی آنکه بمالا یعنی مشغول نشود و خودسری کند ۱۲ ح س بمعنی خطا ۱۲ ح ع بمعنی لغزش
و گناه ۱۲ ح ه بکسر شین و بفتح غلط است بمعنی نگهبانان شهر که بعرف آنرا کوتوال و حاکم گویند ۱۲ ع ح بمعنی قطع کننده
معاملات و دعاوی مردم را ۱۲ ع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
