Machine transcription
۶۸۶
و اگر پردۀ نگاه حیرت دستگاه بر بخیہ دیدگان این بزم نومیدی الم دامان مرگان پوسته
گریبان طاقتم بگریبان چاکی نمیداد و وا مصیبتها و اگر کور چشمان عالم هستیانه
نگاه تغافل در دامنش کان تامل نکند بکدام دیدۀ تاریکی نظر چشم نظارہ بر روی
شاہد معانی خواہم انداخت و بی بصیرتان حق ناشناس گردم ناسازی در پردۀ
دل جہل مایل ندزد و بچه نفس درازی بی صرفہ کو زبان بعذر معشوفه کمال خواهم دور
این کم فطرتان کج بین بدبوی از عبیر حشم میم حلقهای گیسوی نکہت ختن آباد
خاطر نکته دانی در قساوت قلب ازلی جان داده اند بخی اور اک گلہای گلزار معانی در
دیدۀ این خسان خار عبرتی نزده که از ان گل بخش گل کوری ببیند، و اندوی که
شگوفه دانش بر شمع جان این ناکسان نفس باد سموم حسرتی میوزد که چراغ کشته دل
شانرا گل ناکرده گل میکند، ہمہ در گرداب بی تمیزی سراپا غرقہ ہوا و کف
دست نار سائی مانند رشته بر تاب حبد مجید بر ا با در قند از بی تمیزان هر چه دوانه
عزیز تر و از ناقدر دانان هر قدر بر کنار تر قدر مندی بیشتر من آنهم بهاری
داشتم که قطرۀ باران کم بہار ابقوت جاذبه از دست ابر نیسان کشیده بکف جہد
تربیت آورده کم مایه فرصت سراکشت قابلیت چون گوہر شهوار کشوار گوش شاہاں
میساختم و دمی از تاب پرتو آفتاب شعاع توجہ سنگ سیاه سخن را در شیشه فیض عام
بسان لعل رنگین ابدار آویزه وار با حلقه زرگر کانی در بین بنا گوش خوبانش می اندامی
حال اگر چون سایه بر خاک سیه روزی مذلت افتاده ام، باری سایه هما یم که ہے
استخوان میخورد سایه اش سری دیگر را با فسر سلطنت معنوی میرساند و باج
نامداری میدہد بادشاہی ظاہر و باطن را بر در ابو سخا و صفا طلب
هنگامی که جناب سردار شیر علیخان تنخواه متعلق خود را بکسر مضموم مکسوری
ساخته بود و فتحہ جواب را در باب بعضی مقدمہ مفتوحہ فصل خاتمہ کار خود
شگوفه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
