Machine transcription
غزل ۶۰
خواری از درد و غم و غصه و محنت بکشند
وز بلای دو جهان خاطر شادت بدهند
گر براه شه بغداد گذارت بدهند
امتحان کن که بسی جام مرادت بدهند
گر غزالی بومر ا لطف تو آباد کند
سرو طنازی بر و خسرو بغداد اندا
ز آتش عشق رخش نل چو یکی شمع گداز
تا که این نکته سرائی بد و صد محمو د بسا
ره ببردیم بمقصود خود اندر شیراز
خرم از ور که حافظ ره بغداد کند
مخمس
چه شود که این دل ناتوان نفسی ز جیب سحر کشد
گل حسرتی بنظر زند سر عبرتی ز پر کشد
چو نسیم بخت پریشان دم عبرتی زجگر کشد
بکدام فرصت ازین چمن بکر فضولی اثر کشد
شبیخون عمر خضر زنم که نفس شراب سحر کشد
چو صدف براز دل پر هوس نشکن وهم درین قفس
تو بگیر دامن خار و خس کندز رطب ثمر مگس
نشوی بشهد هوس کسی رسی بمسجد محتر
نشد انکه از دل گرم کس قفلی کشدم هوس
بطپم در آینه چون نفس که ز خوبم نمر کشد
رنگ و زنگ بهار گل چو عرق تازه گلایم
بنهاده افسر خجل بسر هم نظاره نمایم
نکشیده آتش سوختن ز جگر شراره نمایم
گرفته گردنه آسمان سر راه هرزه درایم
کرم تامل نقش پا مژه به پیش نظر کشد
چه دوی بیهوده هر طرف بسرابی حاصلی زاب
تو قبای زیب نفس مده بهوای پارس بی طناب
بدار کشمکش هوس بنشین بکوشه عزلت
دل آرمیده بخون بکش بتلاش سبحه
که فلک پنبه کوهرت نکند رحلت اگر کشد
ز کتاب دانش انس و جان بشنو تو وصف سخن عیان
که زبان من است و بحربیه وان بحقیقت محش آن
تو بید بخت کشادبان که سر و د میل ا کح دان
بلب فصیح و فا بیان بحدیث کین کنی بان
سحر است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
