Machine transcription
سر عوی بار مش گل دلاله در سز گشت
باده در شیشه چه داری بہار ایامست
بخیال نگه نرگس سرشار کسی
عقل و هوش و خرد و رفت کار ایامست
خواهی ار درکش است ایده مستان باشد
دامن جام به دست گذار ایامست
دست طرزی بیکی جرعه بگیر از سر لطف
پیش از ان دم که رود دست کار ایامست
ترجیع بند سعدی در قندهار گفته
مرا صد بار اگر سر خامه سان از تن قلم کردی
هنوزت مست و پیوست خاک اقدم کرم کردی
میان مردمان ای چشم آهو بریکنی کے
بمن ای دیده خونبار مین انم ستم کردی
رخ خود طوطیا و نو ظهوری در جهان داد
دهان خویش پنهانتر از نقش عدم کردی
بوصف چشم مستش بسکه گردی گفتگو بید
زبانم را کوی سرمه ماند قلم کردی
بقدر خون ندارد تا که پیکانش کنم گلگون
بیا د لعلش از سر خون دل از دید کام کردی
مگر ابینه سان در مشق حیرت سوختم ایه
عجب چشم بد بدارین و خود مهم کردی
مرا ای سر و قد بر باد سهون خاک ره داد
سرم را شعله سان ای سرکشی نقش قدم کردی
تنی چون کاهم ای کوه جفا بر بادغم دادی
رخم را زردای سیمین بدن همچون درم کردی
بخاک و خون چو بس مرغ دل انداختی پر
ببین ای شوخ بی پروا چه با صید حرم کردی
ز بس طرزی بدل نقش بتان ما هر دری
که بیت الصمد را عاقبت بیت الصنم کردی
ردیفش بیدل در کراچی گفته
خیال حسن شوخش چون بچشم تر کند باز
مژگان طفل کل بدار سین کند باز
مژگان چشم شوخ جنگجویش الفتی دارد
سپاهی بیشتر مانع تا خنجر کند باز
خیال جلوه حسنش بروی داغهای دل
بود چون شعله سرکش که بر اخگر کند باز
بیا د چشم مستش دانه های اشک در چشم
بود همچون حباب می که در ساغر کند باز
بگرد لعل نوشین خط مشکینش بدان ماند
که مور عنبرین در پسته باشکر کند باز
بجم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
