Machine transcription
۳۹۳
به بین باد بهاریم مو بموطرزی بسان سبزه نو رسته از نموی بهار
بر طبق بیدل در کابل گفته
باده حسن که یارب در سبو دارد بهار کز تماشا صد گلستان رنگ و بو دارد بهار
از سبوی غنچه گل باده گلگون بنوش فصل عشرت چوبینا در کلو دارد بهار
سرو سیمین قصد مستی غنچه میخند د ز ناز باده عشرت تو کوئی در کدو دارد بهار
از طراوتهای لطف باد نوروزی بپرس از رگ هریک گل آبی بجو دارد بهار
خندهای گل مگلشن هیچ میدانی که چیست بوسه زان پای نگارین آرزو دارد بهار
عارض گلگون گل با هر سحر از روی لطف با گلاب اشک شبنم شست و شو دارد بهار
چون نگوید وصف باد نو بهاری عندلیب در چمن هر یک گل روی نکو دارد بهار
زان صبا هر یک رگ غنچه را بو میکند در گلستان عارضت را جستجو دارد بهار
سوزن ابریک خار آورد و تار سبزه را چاک زخم غنچه را فکر رفو دارد بهار
لاف رنگینی نباید با رخ آن گل زند از حیا کرد اسن شرمی بر و دارد بهار
صد قدم طرزی باستقبال حسن درشت بیکه پیش می پرستان ابرو دارد بهار
بپیرویش بیدل در کابل گفته
بازچون ابر بهاری چشم تر دارد بهار آبیاری در چمن مدنظر دارد بهار
تا بسان غنچه بلبل را جگر پرخون کند شاخ گل را در غضب جلوه کرد ار د بهار
صد چمن خون خور د تا یکت وی گل را غازه است زینت گلزار از لخت جگر دارد بهار
روز عمر خود چو گل در خنده کردن صرف کرد از بقای رنگ گل گویا خبر دارد بهار
تار موج می بپای طائر عشرت ببند از پریهای بال رنگ پر دارد بهار
تیز را چون سبزه سیر دامن گلشن کنیم باز از گل جلوه رنگ دگر دارد بهار
دامن هر گل بوقلش نگارستان چین فتنه رنگ عجب در زیر سر دارد بهار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
