Machine transcription
۲۲۹
پری رویش به در خط ساغر صاف می بینم
حباب می مینم می پرستان جام جم دارد
چو بخت اسکه دارد چشتم شور جنون تازه
دل از گرد شکست رنگ گل پرواز رنگم دارد
بدور جوی چشمم خم ندارد سبزهٔ مژگان
ز بس امسال دریای سرشکم آب کم دارد
شرار سرکش اینجا بسکه غافل سوخت تیغشوم
زفیض نور خالی شمع ما زیر قدم دارد
تواضع سر فرازان را بلندی میدهد طرز
در ان شمشیر رو با سرکشیها پشت خم دارد
جواب حافظ
هر که در وی بدل از داغ نهانی دارد
هیچ نی دمبدم از ناله فغانی دارد
کی روان بهر تماشاقد سر و رود
هر که از قامت او سر و روانی دارد
بجز از هیچ نه بینم میان را سخن
که دهانش ز عدم رمز نهانی دارد
شست زنگیر خم گیسوی ابرو بکشا
که پی تیر تو دل طرز نشانی دارد
ادب حسن توام راه سخن بست بلب
ورنه عشاق تو هم سینه زبانی دارد
سوسن قامت بالای تو ای آفت هوش
من ندارم که همه خلق جهانی دارد
کیست زان سر و که بر چشم تو بیخود گذرد
ابرو از غمزه بکف سیر و کمانی دارد
زینت گلشن اگر سرو بکار استاد است
باغ حسن از قد تو سرور وانی دارد
گرچه از و هم دمکجاست دهان لعلش
باز داند بیقین هر که مکانی دارد
نیست یکبرگ خزان بی اثر فصل بهار
هر که شد پیر دل عشق جوانی دارد
طرزی در مجمع اسرار پای عیان میسوزد
هر که چون شمع بدل سوز نهانی دارد
بر طبق بیدل
دلم از تو و گذشتن بسکه چون کردو قدی دارد
بسان سجده ام در ملک فرصت یک دو دم دارد
بسان حلقه پشت در ز نومیدی بکو در پیچم
جمال قامتم از مار حسرت بسکه خم دارد
ز روی نقش عکس شخص شادی گرد میریزد
پس از اینه دل از کدورت زنگ غم دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
