Machine transcription
طاق ابروی تو محراب نماز اهل دین
پیش قدت میکند سرو گلستان بندگی
بنده چشم مور در تنگی نشان آن دهن
غنچه پیراهن درد کز از خجالت غم شود
سبزه از حسرت چو مژگان آستین افشان شود
قد موزونت اگر خطا به بود از سروست
زلف دلیندت کند در دلبری سحر و فسون
پویش کلته بعیت ای سروران با وفان
ار تبخیر گفت طرزی سخت کامل افتاده
این سؤال از چیست با پادشاه گردون اقتدار
سرور و سردار اعظم انکه از روی شرف
آسمان پای قدرش خاک چرخ کیستی
خرم از لطفش بود گلزار و باغ و نو بهار
چشم هم از انتظار بخشش او کرد سفید
جان گدازتی رو از تیغش تن بدخواهان
عرض چندی پیش تو دارم به عرضم گوشدار
فرق خوب زشت کن پر شور د حبانکه دود
گر بقدر صدق خدمت رتبت معطی شده
هم مرا اخلاص کشی در حوا نمردی نمود
کمرداز شعر انکه در دیوان فرد روز کار
شعر شاعر باعث احیا نام پادشاست
رشته زلفت بود زنار کفر و کافری
پیش رویت میکند خورشید خاور چاکری
شد نگاه آهوان سوی میان از لاغری
گر باین رخسار و قامت سوی گلشن بگذری
گر کند چون چشم خود طرف گلستان منجری
لیک در معنی کند از شکر بستان برتری
لعل جان بخش کند اعجاز در جان پروری
گز حیا بر هر جهان شد تنگ چون انگشتری
ساده طبعی هیچ ننگشودت زشعر و شاعری
بازگو را زودل وز لطف او جو یا وری
گرچه شاهان عمر اور رتبه باشد در بوری
چرخ در انگشت حکمش کمتر از انگشتری
روشن از رویش بود خورشید و ماه مشتری
زرد شد از شرم جودش روی زر جعفری
سرفرازی دارد از فرقش کلاه سروری
عرض جوهر میکند مردم به پیش جوهری
از ره عقل و تمیز خود مبادا بگذری
همچو شاهان گر از ملک دولت برخوری
هم مرا خط خوش علمست فضل و شاعری
شد بنجر هم ردیف وزن نام انوری
دیده بکشا بر شخص ای ظهیر و انوری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
