Machine transcription
مدام تا اثر فتح باب افلاک است کشاده باد بدولت همیشه این درگاه
مباد مسجد و منبر زمنع تو خالی بحق اشهد ان لا اله الا الله
قصیده ثانی در مدح امیر کبیر امیر دوست محمد خان
زین حصه مرا گشت بهار جان جگر دل کز بهر چه دانند به از حق ره باطل
دارد ز چه رو فخر ادا فی باعا باشد ز چه رو فضل اراذل با فاضل
از صد هنر و فضل نظر پوشد و بیند یک عیب ز خود ساخته را مردک جاهل
اقبال شود یار چو با او همه کس را دانند بزرگ همه و سید قبائل
انرا که بود روشنی طبع سرشتش سوزد همه شب شمع صفت در همه محفل
ارباب کمالست زبس خوار درین عهد خاری همه گر غنچه شوی ای دل غافل
زین درد کجا داد زنم با که بگویم کس نیست بفریاد رسی در دل بابل
دارا دژ بهرام سپه شاه جوان بخت کز بخشش او رفته سؤال از لب سائل
سالار سپهدار امیری که بتدبیر باشد بسپهر مشکل کردن قائل
با نعل سمند تو مجالس مگر یار زانسان که بیانات شب کوتاه قطع منازل
صد عقده نگشوده بیک فکرگشای کز فهم رسائی بجهان عاقل کامل
گر پرتو همت بیکی ذره بتابد از بیم نگردد ببیان هیچکس حائل
من ذره ام و مهر تو خورشید جهانتاب سرسو کنخ از می منم آن سو متمایل
لطف تو بما هرچه قدر تشنه ترفتیم سیراب دریا نتواند لب ساحل
از تشنه جگر آب گرفتن چه خیالست کس منع طپیدن نکند از پر بسمل
با اینهمه اسباب کمالات که دارت سرگشته یک لطف تو ام ای شاه عادل
مقبول شدم مردک آسان نظر را تا قابل لطفت شدم ای خسرو عادل
کابل شده بودم بسی از وصف سراها برطبع من اوصاف تو گردید محصل
غزنی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
