Machine transcription
طری شده مداح تو از لطف طبیعت
اندر نظر اهل کمال آمده کامل
تا تیرگی شام و صفای رخ صبح است
تا فصل زمستان بتموز است غالب
بر خواهش طبع تو شود دور فلک
بکام تو یکسان رود این دهر بساحل
قصیدهٔ ثالث در مدح امیرکبیر اسیر مرحوم محمد خان
تو آن شهی که ز سهم مهیب هیبت تو
برد دل شه توران بسان خانهٔ دو نیم
ز برق تیغ کجت لشکر عراق و عجم
چو برگ بید بلرزند بر خود از بیم
شه ممالک ایران و خان ترکستان
به پیش تیغ تو دارند از سر تسلیم
یکی زغصهٔ خویشتن به چون دال
یکی فکنده سر خویشتن به چون جیم
بباز تیغ تو سرها بتیغ سوهان فکند
بسان برگ که ریزد بمی ز باد نسیم
گرفته نام تو چون ماهتاب روی زمین
گرفته صیت تو چون آفتاب هفت اقلیم
نکرده چون تو کسی کلک نظم را تزیین
نداده چون تو کسی سلک ملک را تنظیم
کسی بشتاب تو نی همچنان با دستمال
کسی درنگ و قری بیک مقام مقیم
ز ترکتاز تو ای پادشاه کشور جان
با شمس و جهان تنگ شد چو حلقهٔ میم
شه ما به راه بریدی بیک صدای طراز
توئی که باد صبا پیش سیر تست عقیم
از ان عدوی تو افتاده در مضیق عنا
که پای خویش کشیده است پیشتر گلیم
کسی که پای ز اندازه می نهد بیرون
سزای اوست بلای عظیم و رنج الیم
چه شد که با تو کند دشمنت فسون و فریب
سحر جان ببرد ساحر از عصای کلیم
کسی که با تو بود در تمرّد و عصیان
نصیب اوست چو نمرود نار ابراهیم
شها ز عجز برت طرزی عرضکی دارد
که پیر عقل مرا کرده شب بآن تعلیم
بگویم از یمن از صدق عهد می بندد
نه عهدست که محکم بسان عهد قدیم
چو حاجبست بود عرض مدعا طرزی
که نیست جای تقاضا به پیش طبع کریم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
