Machine transcription
سحر بگوش دلم عندلیب گفت برا
که ساز می تپد ای سبز پیر پای بهار
بگیر دامن آن گلشن همیشه بهار
مرو بسان صبا از پی هوای بهار
چراکه آن گل خودرو مدام سرسبز است
همیشه باد خزانست در قفای بهار
محمد عربی شاه خطه لولاک
که بیصفاست به پیشش صفای بهار
زرنگ آل محمد ز بسکه آب چکید
دمید رنگ طراوت بلالهای بهار
ز شیشه عرق روی مصطفی باشد
شراب ناب که بینی بکاسهای بهار
چه باک خون بپای رارنجا که برمیخون
که خاک پای رسول است خونبهای بهار
بهر کجا که از رفت دم شود گلزار
رسید ناکه بخاک مدینه پای بهار
اگر بطرف چمن بی نقاب بگذرد
زشرم برگ شگوفه فتد بپای بهار
اگر بروی محمد شبی کشایم چشم
بسان غنچه سفر دورم از لقای بهار
به پیش غنچه و در پیش گل بپرجم او
بود بوصف رخ او نوای نای بهار
چو دید بر گل روی و قد چو شمشادش
نکرد میل قمری دگر تماشای بهار
تو آن گل چمنستان صنع یزدانی
که هست آینه روی تو جلای بهار
بجا رحسن تو از بسکه شوخ در مکین است
کفیل رنگ گل دلاله شد کجای بهار
بدور حسن تو از بس بهار بیقدر است
بقهر باد صبا میدرد درای بهار
هوای کوی تو ما را بود پیش چمن
هوای روی تو ما را بود کجای بهار
خدای را ز کرم یک نظر بحالم کن
که خورد خارستم بر دل از جفای بهار
دلم ز غصه بپوشیده ام زمی خجلت
درین فضای گلستان این هوای بهار
بسان غنچه گره از جبین من نکشود
شگوفه وشی گلها و خنده های بهار
شگوفه سیم فشانست گل درم ریزان
چمن چو گنج روان گشته از غنای بهار
کیم ز سیم تهی کیسه ام زدر خالی
از ان چو دزد بشب میروم بیای بهار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
