Machine transcription
تا غبار خط مشکینان بلب لعل تو خاست
طالع تیره من تارتر از طره تست
جعد مشکین رخ چون روزه پر گره است
شمع سان سوختم از سوز درون و خجلم
سروار او تو قدراست نه از شمشاد است
تا چو شمع از رخ تو انگلیم یافت فروغ
چشم تاریک مرا چرخ تو نور که است
از تن ما پهر سن حس چگویم که نشود
دل بلف تو کجا روی خلاصی بیند
چون نگردد ز رخت هر شره ام شاخ
دور گل بلبل بیچاره نواساز کند
بکه سوز جگر اتش بوجودم فردست
تیغ ابروی سیه تاب تو خونریز تر است
ان امیرابن امیر است محمد یعقوب
اسمان جاه وفلک منزل و خورشید کلاه
پای قدر تو اگر پای گذارد بر کوه
دشمن رو به از بسکه ز بیمش تر سید
پروای نام شمشیر کج خونریزش
طمع از چرخ بریدم بتو دارم امید
ظاهر خوب تو بر حسن باطن دا
شخص دولت بوجود تو حیاتی دارد
دل قوت پر ارخون چو عقیق بین است
زلف سرگشته ات اشفته تر از کارست
زلف پر چین خم اندر خم و پر شکن است
زانکه در عشق تو پروانه خطم سوختن است
قد شمشاد و سمن نیز تر از نارونست
هوای تو بهر کوشه دو صد انجمن است
دیده وعکس رخت صورت شمع و لگن است
تن من شعله فانوس وبهر من است
که سراپا همه چین و خم تاب و شکن است
دامن خار که از عکس رخت جان چمن است
بهرخ خوب تو را تم نه دماغ سخن است
هیچ دانم کف خاکسترم اثر کفن است
باکه شمشیر کج تیز اسیر ز من است
که ر عکس رخ او باغ امارت چمن است
مشتری قدر و زحل رتبه عطار و فتن است
کوه از گاه سبک سنگ تر کم از وزنیست
چون حتاحون دلش چنگ درون ها
ریزد خون سینه دشمن چو عقیق یمن است
زان سخت تو جوان بخت فلک خود مس
خلقت نیک بان معنی خلق حسن است
دولت و شخص تو چون صورت جان و تن است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
