Machine transcription
بزرگی نمود در سر شادوست خرسند
فضا ی وسعت این بزم حشر نتوانست
دکان آئینه پوشد لباس رعنا
که نوعروس تماشای خرامانست
زچهار طاق ودیوارست زلور زر
که شخص عیش درین شب عزیز جهانست
سیاهی شب این بزم در تاب لطف آمد
سواد ظلمت تاریک ابحیو انست
زعطر سای نقطش مداد دود چراغ
چو چین طره معشوق عنبر افشانست
ز هراک چنین جشن با نظاره
طرب دو اسبه بمیدان جن بازاست
در ین طر کده از بو شش محله چراغ
سو ا و روی زمین کاغذ زرافشانست
با مرشاه چنین رفت رنج از دلها
که جای حسنی سر تا سر نجاست
زلب شکفته دلی عام شد درین ایام
ولی شگفته درین بزم آزدا انست
خوشی و عیش و مطرب شادمانی وعشرت
کسی که نیست درین بزم شخص جرمانست
ز بسکه چهار طرف شد چراغها روشن
زموج شعله تو گوئی که نهر طوفانست
عقل باده تا ریخ جسن هستم و گفت
بیا که جشن ولیعبد عبد الله خانت
منوش باش که از خاک گشت انسان
دعای دولت وکوئی ما نرا جانست
مدام تا که بهر مه شود ہلال دو بین
ہمیشہ تا که هر سال عید قربانست
تن عدوی توہمچون هلال بادنحلان
اگرچه در نظرخویشتن بدرما بانست
کسی که باتو زند لاف همسری از جهل
تواد کش نشما ری که عین حیرانست
ہمیشہ روز تو نور و ز و صبح عیش و طرب
شبت چو شام برات از خوبی احسانست
قصیده در مدح امیر محمد یعقوب خان پسر امیر شیر علی خان
از میان قدمین ثنا ت نوبر حاصنران
زان میان هیچ نگویم سخن دهان
رسته بر وجه حسن سبزه خط از رخ یا
یامکر سنبل تر بر ورق قرانست
زره خط تو بر عارض گل بسته کره
گرنه زلف ترا محلقه بردی یمن آن
ماننجا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
