Machine transcription
صحيفه ٦١٥ سياحتنامة سه قطعه روی زمين جلد سوم
عصر مقدم زنان شواليه ها خود را آرايش كرده بود . كردن سيمينش تا بحد
نصف پستانهاى لطيفش برهنه و دامن بسيار پر چين و درازش آويخته بود .
مگر اين يك شواليه ايست كه نو ازدواج كرده وزوج وزوجه همديگر خود
شانرا بدرجه پرستش دوست دارند . و در ينوقنت از باب عشق و محبت خود
شان وسعادت ازدواج شان حرف ميزنند .
در ين اثنا يك خدمتگار بكمال آداب واحترام در امده يك مكتوب پاكت
بزرگی را در پيش روی شوالیه مینهه و پس پس کشیده از دروازه میبراید .
شواليه بكمال حيرت بمكتوب نظر كرده پاكت راپاره كرده « آه! مكتوب
قوماندان سر حد .. » گفته بكمال تلاش مکتوبرا سرتا بپامطالعه ميكند ،
ولی رفته رفته علایم قهر و تهور از جبهه اش نمایان میشد تا انکه از جای خود
برخواسته و كاغذ را از قهر در ميان پنجه های خود فشار داده و بشدت زنگ
را نواخته هماندم يك خدمتگاری در امد . خدمتگار را خطاب کرده گفت .
— بزودی سرقوماندانرا بخواهيد !
اما این مكالمه ها بشعر و نغمه های موسیقی اجرا ميشود . خود شيخ
سلامه بقيافت شواليه در امده بود . ليلا خانم كه از مغنيه هاى بسيار جميله
مصر است رول زوجه كرنى شوالیه را در عهده گرفته بود .
والحاصل خدمتگار برامده جنرال داخل شد . اين جنرال يك آدم
بسيار بلند بالایی بود كه يك ريش سياه كوسه دم بوده و بروتهاى كوچك تاب
خورده داشت و بلباسهای فاخر عسکرتی آنعصر ها ملبس بود . وغدر و
خيانت از چشمهایش پديدار بود .
جنرال مذکور بكمال آداب و احترام به شواليه زوشواليه سلام داده
منتظر امر به ايستاد . شواليه جنرال را خطاب نموده گفت :
— دشمن بر حدود ملك ماتجاوز نمود حالا مکتوب قوماندان حدود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
