Machine transcription
صحیفه ۵۲۹ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
پیش ازین مذکور شده بود در پیش دروازه درمیان قره برپشت افتاده،
وجبین ورخسار وموهایش درخون آغشته ، وخانم جوان چنگ بمو
های خود انداخته ، و بیکنظر مجسم دهنده حزن و نا امیدی بطرف
پسر درخون آغشته خود دیده ، و :
امان اولاد ! امان جگر پاره ام ! امان ( فؤاد ) جانکم ! وفات کرد .
مرد ، مرد ! یارب امداد امداد ! ...
گفته فغان بر میکشید . زن پخته سال :
یا رب ! قربان جلوه های جلالت شوم . اینچه مصیبت اینچه فلاکت !
عفو کن ما را خدا ! اولاد مارا ببخشا یارب !
گفته واویلا ومناجات میکرد . دخترك خرد سال بر بستر خود افتاده
زار زار میگریست .
( خیر باشد ) گفته به اوتاق درامدم . اول دست بر دل پسر مانده حرکت
دران حس کردم . گفتم :
غم مخورید خانمها ! الحمد لله اولاد شما زنده است . ولی بیهوش است.
یکقدری بمن مدد کنید که او را برداریم .
پس خود من از زیر بغلهایش گرفته و زن جوان که والده پسر بود از
از پاپهایش گرفته از اوتاق بیرونش کشیدیم ، و برمیز بزرگ دهلیز در پیش
کلکین بر پشت خوابانیدیم . ابو محی الدین را آواز دادم که آب بیارد . تا او
آب میآورد بمددکارتي والده اش جا کتش را از برش کشیدیم . درین اثنا
ابو محی الدین ابریق ولکن را آورده بود . سر پسر را از میز بپایان میل
داده بدست خود سرو جبهه وروی پسر را شستن گرفتم .
بیچاره والده :
واه اولادم ! واه اولادم ! گفته فغانها بر میکشید . بعد از شستن ، زخمیکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
