Machine transcription
صحيفه ٤٣٧ سياحتنامۀ سه قطعۀ روی زمين جلد دوم
اينرا گفته و دو تکت مذکوره را بمن تسليم نمود .
گفتم - هزارها تشکر عزيز من ! بسيار ممنون شدم .
گفت - خواهش معاونت شما از من همين نبود؟ اين است که آنرا بجا آوردم.
حتی زياده برين از عجله که شمارا دست داده بود و مجاذبۀ مقناطيسيئی که گرفتار
آمده بوديد محی الدين آغا را نيز تنبيه نموديد که چه بگيرد . اين است که ...
گفتم - راست فرموديد . سراسر فراموش کردم . آيا چسان شد؟
- چسان بشود ! مبلغ پنج ليره عثمانی به او دادم که همه ضروريات و
لوازمات خود را گرفته بشما حساب بدهد .
گفتم - هزار آفرين بر معاونت شما. مرا ممنون احسان خود فرموديد.
اگرچه از حسن کار آگاهی شما امين و خاطر جمع بودم ولی همه روز گاه
گاه قلبم يك طپشی ميکرد . حتی مسئلۀ محی الدين آغا در يك اثنای بهترين
عيش و ذوق و صفا بخاطرم آمد، عيشم را به طپش مبدل نمود .
گفت - خوب بيگ افندی! شما از خود بحث نفرموديد که آيا روز تان
چسان گذشت ؟
از کيفيت روز خود تا يکدرجه آگاهی داده گفتم:
- حالا اگر بفرمائيد که بسوی جای حرکت کنيم اله که تا بشام برسيم .
زيرا حضرت پدريتم در انتظار خواهند بود .
« بسم الله » گفته بر خواستيم، و يك عرابۀ فائيتونی گرفته عرابه چی را
برفتن نشانطاش امر داديم . عرابه ما از جادۀ بزرگ بشک عثمانی و باغچۀ
بلديۀ تپه باشی که در ين وقت مانند يك گلزار پريرخساران فرنگ مينمود
بر جادۀ بزرگ بيگ اوغلی و تقسيم بسوی منزل مقصود خود به تکاپو
آغاز نمود .
سعيد بيگ درين اثناء کم مانده بود که فراموش کنم » گفته دست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
