Machine transcription
صحیفه ۴۳۸ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
بجزدان جیبی خود برد. وجزدان خود را کشیده مبلغی که از بانقنوط
صد لیره کشی که از برای مصارفات به او داده بودم زیاده مانده بود بمن تسلیم
نمود. عرابه ما درین وقت ببازار بزرگ بیگ اوغلی رسیده بود. دريك
دکانی دفعةً چشمم بريك بکس دستی افتاده سخن حضرت پدر بخاطرم
آمد که فرموده بودند «بکس دستی من که کلام الله مجید و وظایف خود را
در ان میگذارم کهنه شده اگر يك بکس دستی خوبی بچشمت بر خورد بخره»
هماندم عرابه جی را بتوقف امر نمودم. سعید بیگ پرسید که:
— خیر باشد افندم!
کیفیت را به او فهما نیده گفتم:
— اگر زحمت نباشد بفرمائید که يك بکس بخریم.
هر دوی ما فرو آمده بدکان درامدیم. از پشت جبهه یکباره بلور دکان
اسبابهای بسیار نفیسی در دکان چیده شده بود. درون دکان خیلی روشن
بود. شعاعات چراغهای گاز هوا اشیای موجوده دکانرا میدرخشایید.
چیزیکه بکسها بران افتاده بود نزديك شده يك بکس مناسبی که لازم مینمود
بقیمت يك پون انگریزی خریداری کردم. درین اثنا سعید بیگ يك
ساعت مینا کاری را ملاحظه میکرد باز سخن حضرت پدر را بخاطر آورده
برای ممنون ساختن مهماندار خود همین وسیله ساعت را فرصت یافته انتظار
کشیدم. سعید بیگ چون از قیمت آن پرسید:
خدمتگار دوکان (۲۰) لیره نا پولیون قیمت نهاد، سعید بیگ ساعت
را پس بجایش گذاشت.
گفتم — بیگ افندی! شما خیلی مروت کار و مرحمت شعار يك ذاتی
هستید. يك رجای دیگری نیز دارم که اگر بلطف و مروت انسانکارانه
خود آنرا نیز اجرا بفرمائید موجب از دیاد شکر گذاری من بشما خواهد شد!
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
