Machine transcription
صحیفه ٤٢٨ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
بعد از ان بدو مادام دیگر نزدیک شده همدیگر خود را تر ابوسیدند و مرا خطاب کرده گفت:
- مادام فورستر و همشیره شان مادموازل الیزابت را بشما تقدیم میکنم. صاحبه اوتلی هستند که ما در انجا میرویم.
منهم پیش آمده بکمال تواضع با مادام و مادموازل دست داده عرض تشکرات خود را از دیدن شان بیان نمودم . و هر کس با قوایه ر خود دست بدست انداخته بر جاده بزرگ قریه باصفای بیوکدره حرکت نمودیم.
این قریه با صفا از لیمان یعنی لنگر گاه استانبول که قریب بحسر است بمسافه (١٥) کیلو متر بطرف شمال شرقی در میان قریه های (دماغۀ کرج) و (صاری یار) وا قعشده است . (دره) نهرهای را که در میان واد یها و دره ها در جریان باشد میگویند. و (بيوك) بمعنی بزرگ. در یکطرف این قریه چون يك نهر بزرگی از کوههای پر جنگل دور دست با بحر آمیزش دارد به آن نام معرو ف شده است .
قریه مذکوره مرکز دایره هفتم بلدیه استانبول میباشد که بزرگترین قریه های بوغاز استانبولست . يك بازار بسیار منتظمی که با عمارات عالی و مزین و دکانهای مکمل و منتظمی آراسته میباشد . تلغرافخانه ، پوسته خانه مکتبها مدرسه ها ، جوامع ، وعمارتها ، قصرهای صیفیه بسیار دلربا ، وصیفیه های بعضی سفارتخانه ها و اوتلهای مکملی را مالکست. ریختم يعنى سرك سنگ بست پخته کنار دریای آن بسیار منتظم و دلکشا يك جاده فرح افزا ئیست که در شبها با چراغهای بزرگ روشن شده روی دریای بوغاز لطافت سهار از رافشان طلای محلول نور مینماید . آب های جاری لطافت نثار و پیشه زارهای چمنزار نیز در هر هر طرف برای سیرانگاه دارد که دلها را نشاط بی اندازه می بخشد .
بسیار
محاط
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
