Machine transcription
صحیفه ٤٠٩ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
سعید بیگ گفت — فردا پنجبجه برای اجرای اوامر حضرت سردار رفق آرزو دارید .
گفتم — صبح به پنج اگر حرکت کنم چه ضرر دارد .
گفت — من حاضرم . لهذا امشب از خدمت شما رخصت میشوم .
گفتم — امر از شماست .
سعید بیگ را تا بدم زینه مشایعت کرده از هم وداع کردیم . منهم به اوتاق خود درآمده و تا به دوازده بجه شب سیاحت امروزی خود را ثبت دفتر نموده بخواب راحت فرو رفتم .
یوم یکشنبه ٩ ذیقعده
صبح هنوز در خواب بودم که دروازه اوتاقم آهسته آهسته زده شده از خوابم بیدار نمود .
گفتم — کیستی ؟
گفت — ابو محی الدین خدمتگار شما .
گفتم — درآی . چه خبر است ؟
ابو محی الدین دروازه را باز نموده درآمد ، و از آمدن سعید بیگ و انتظار کشیدن او در دالان خبر داد .
ساعت را دیدم از پنج یک ربع گذشته بود . بزودی تمام خوابگاهم را ترك نموده ، و وضو و توالتم را اجرا کرده و یکدست دریشی خوش برشی پوشیده در پیش سعید بیگ آمدم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
