Machine transcription
صحیفه ٤٠٤ ضیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
وسعت نهر کمتر شده میرفت ، و کشتیها باهم نزديك میشدند . در هر کشتی
سه چهار نفر دلبران سیمین اندام نازنین استانبولی نژاد نشسته میبود .
و یا آنکه دوسه چار نفر افندیان نوجوانان ترکی بسیار جنتلمن با آرایش
نشسته میبود .
اما قایقهای زنان : اقایق نی بلکه يكيك باغچه پر از هزار نگارنگ روانی
باید گفت! چادر بهای خانم های استانبولی يك منظره لطیف بسیار بدیعی دارد.
رنگهای مختلف چادر بها و چتریها که آنهم از لوازمات ضروریه نسوان
این دیار است ، وروایح لطیفه بدنهای سیمین، وحسن و جمالهای دلکش
این ملائكة الارض کشتی نشین افکار و حواس انسانی را در سموات
عالم خیالات شاعرانه عاشقانه به پرواز میآورد .
در چمزار های اطراف نیز چون نظر میشد در هر هر جابه این گونه
اجسام لطیفه رنگین عوالم جمال و کمال تصادف میشد که در دامنه ها و
چمنها جمعیتهای كوچك كوچكی تشکیل داده بودند .
چه حسنها، چه لطافتها ، چه نزاکتها ، چه معاشقه ها ، چه ناز
ها ، چه نیازها، چه اشارتها، چه وعد ها، چه وعیدها ، چه دعوتها،
چه ایجابها ، چه رد ها که درین عالم نهر پیمائی در مابین کشتی نشینان عالم
ذوق وشوق بزبان «ارق من النسیم اذاسرا» اجرا نمیشد ؟
دريك قایقی که بسیار بما نزديك بود بنابر اشارت خفیفه خفیه سعید
بیگ نظر کردم : دودیعه حسن ، و دو معجزه دست خلقت را دیدم
که هر دو از يك رقم قماش چادر بهادربر ، و يك رنگ چتریها بر سر داشتند.
نقابهای ناز كباف گاچ سفیده خودشانرا بيك طرز بسیار نازنینی بر بالای
غره غرای مستانه رنگ خود شان انداخته جمال با کمال شانرا مانند
شعشعه شمس جهان آرا جلوه پیرا نموده بودند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
