Machine transcription
صحیفه ۳۷۳ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
شده مارپیچ گازینو روان شدیم. مادام آغا سیار با مادام واسيليك بريك سرك ديگر بخرامهای لطیفه خود پیاده میکردند.
سرك ، مارا در پیش یك خانه گك ظریف چوتره مانندی رسانید که به بسیار زینت آراسته شده بود جبهه این چوتره مانند دهن خیمه های بسكوت بازبود. یك میز درازی از یکسر تا بدیگر سر بعرض جبهه چو تره گذاشته شده بود که بر سر این میز بقدر پانزده بیست عدد تفنگهای بسیار خوشنمای کوتاهی گذاشته شده ، و یکد ختر بسیار لطیف المنظر فرنگستانی کنوری در پشت میز بپا ایستاده بود. در آخر این چوتره بعضی نمبرها بر کاغذها نوشته و بر چوبهای خوشنمای وضع شده بود.
این چوتره مگر برای ساعت تیرنی نشان زدن است. هر مشتری که در پیش میز می آید دختر پری پیکريک تفنگ بادی بدستش داده و کارتوس يك شاهی به او میفروشد. مشتری یکی از نمبر ها را نشان گرفته تفنگ را خالی میکند. اگر نمبر نشان گرفته خود را زد هماندم نمبر ناپدید شده و صدای يك موزيكه بالاشده بجای همان نمبر مجسمه یکی از حیوانات بالا میبراید و بقدر يك دقیقه یا دو دو دقیقه باقيا نده باز فرو می آید. اما اصل حکمت درین است که اگر انسان هر قدر نشان انداز باشد تاده یازده کارتوس را آتش نکند نمبر را زده نمیتواند و مجسمه حیوان برایش نمیبراید.
ما نیز بقدر ده بیست کارتوس صرف کردیم ، و از نتیجه آن بدید ن برآمدن مجسمه يك گوزن بسیار شاخ بلندی در میان يك جنگل موفق شدیم. اما دیدن گوزن منظور نبود ، بلکه دیدن آن غزالۀ لطیفۀ پیش میز بپا ایستاده و حرکات دلبرانه او در هنگام تفنگ دادن و باز گرفتن و آنرا پر کردن و باز بدست مشتری با کلمات لطف آمیزی تسلیم نمودن انسانرا مجبور میکرد که بهانه صید گوزن خود را شکار آن غزالۀ صحرای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
