Machine transcription
صحیفه ٣٢٦ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد دوم
گفتم ـ مادام ! روز تعیین کرده نمیتوانم، ولی چون هنوز یکچند
روزی درینجا توقف داریم مطلق یک روزی بخدمتتان خواهم رسید.
ماری تعبیر این یک روزی مفهوم نمیشود. آیا بروز یکشنبه آمده میتوانید
که باهم یک سیاحت بحری اجرا کنیم؟
موسیو و مادام دیمتری و مادموازل ژان همه بیک زبان گفتند.
ـ بواقعیکه ماری درست گفت . روز یکشنبه خیال داریم که در بوغاز
یک سیاحتی اجرا کنیم ، و در بیوکدره رفته و اگر ممکن باشد تا (بلغراد)
نیز رفته بند ها را نیز تماشا کنیم .
گفتم ـ خود را بسیار مسعود و بختیار میشمارم ، و سعی میکنم که
به اینشرف خود را شریک سازم . آیا بچند بجه حرکت خواهید کرد؟
ماری ـ باواپوریکه بهفت بجه و ربع صبح روانه میشود حرکت میکنیم.
من ـ چون چنینست بهفت بجه مخلص خودتانرا در پیش بندر واپور
یکه بهفت بجه و ربع حرکت میکند حاضر خواهید یافت !
اینرا گفته برپا خواستم و حاضرین را وداع کرده در پیش رفیق
خود آمدم .
دروقت وداع مادام ماری بیک نظر آمرانه ومتحکمانه نظر کرده
و « فراموش مکنید ! » گفته و یک تبسم باغمزه نمود .
من ـ « اگر از زندگانیم یک روز باقی باشد ، آنرا برایفای همین
وعدهٔ خود حصر خواهم کرد .» گفته و وداع کرده درنزد سعید
بیگ آمدم.
سعید بیگ را با یک افندی جنتلمن دیگر ببازی شطرنج مشغول یافتم.
گفتم ـ ماشاءالله بیگ افندی ما بشطرنج هم میل دارند ؟
گفت ـ ما شاءالله ! تشریف آوردید. بشطرنج میل زیاد دارم ، ولی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
