Machine transcription
صحيفه ٢٤١ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
صدراعظم جواد پاشا رفتیم .
از يك دروازه بسیار بزرگ خوشنمائی داخل يك دهليز یعنی کوچه
بسیار فراخ و خوش هوای روشن که کوچها و چوکیها در جاهای مناسب
آن گذاشته و ياور ها و خدمتگارهای بسیار خوش لباس با آداب و تربيه
بران نشسته بودند گردیدیم .
بمجرد داخلشدن ما در دهليز مذكور يك آقای بشخدمت جنتلمینی
بابك ياور جوان ريش تراشيده بروت تاب داده در از قامتی که از نشانهای
لباس وروب او کرنیل معلوم میشد بچابکی ما را استقبال نموده ، و ( بفر
مائید ، پاشا شمارا انتظار دارد ) گفته بر راه زینه ما را رهنمایی نمود .
از زینه بسیار فراخ و مزینی در يك دالان بسیار وسیع سقف بلندی
داخل شدیم که دورا دور این دالان بالمار یهای آئینه دار یکپاره پر از کتابهای
ظریف و بازیبائی محاط بود . یعنی این دالان عبارت از کتابخانه بود که
بصد ها جلد کتاب در الماریهای آن موضوع بود . سقف و دیوارها و سطح
و کناره های دور زینه و خود زینه ، وکوریدور پایانی همه از چوب است
اما چه چوب ! آیا بعضی صندوقچه های باجه ، یادیگر اسبابهای فرنگستانی
را دیده باشید که بچه رنگ و روغن و نقش و نگار بر زینتی میباشد ؟ اینست
که خانه صدر اعظم پاشا نیز از همان چوبها تشکیل یافته ! میزها و چوکیهای
این دالان نیز از همان چوب خوش رنگ و روغن مجلاست . تنها بقدر
نیم نیم گزيك راهی از قالین انگریزی بسیار ذیقیمت اعلا از سر زينه تا به
پیش دروازه های دیگر او تاقهائیکه در دالان باز میشود بيك طرز خوشنمایی
ممدود شده است .
بر سر زينه دالان يك ياور جوان بسیار خوش شکل و لباس دیگری
که از اونیفورمه اش منصب بر گیدیش معلوم بود ما را استقبال و پرده یکی
از او تاقهار ابالا کرده گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
