Machine transcription
صحیفه ٢٤٠ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
و همه وکلا و وزرا با او همراه شده باموزیکه و عسکر در عرابه های مکلف دولتی نشسته بمراسم مخصوصه که لازم بود بسوی باب مشیخت پناهی روانه شدند .
در اثنای راه يك جنازه در پیش آمد . جناب شیخ الاسلام نو عرابه خود را به ایستادن امر داده همه ارکان معیت او توقف نمودند . بعد از ان از عرابه فرو آمده بر جنازه کشان امر بگذاشتن جنازه نمود . مردم همه بحیرت شدند که آیا چه میکند ؟
دهقان مشیخت نشان در پیش جسد میتی که در جنازه بود آمده دهن خود را به پیش گوشش برده یکچند کلمه بگفت و باز در عرابه نشسته وجنازه را به برداشتن وعرابه را بحرکت کردن امر نمود .
وکلای که با او در عرابه بودند پرسیدند که :
- آیا جناب شیخ الاسلام در گوش این میت چه فرمودند ؟
گفت – برای اموات گذشته خود خبر فرستادم تا بدانند که رجب آقای دهقان شیخ الاسلام زمان گردیده است !!! .
سعید بیگ ، حکایه خود را تمام نموده گفت :
- چسان ! خوش تان آمد اینحکایت ؟
گفتم – هزار آفرین به اینتشبیه وتمثیل که بمن نسبت دادید !
گفت – عفو بفرمائید بیگ افندی ! حاشا لله نزاکت و آداب نجیبانة اصیلا نه شما باینحکایت نسبت داشته باشد ، ولی من برای خوش طبعئی شما حکایت کردم :
درین اثنا ساعت بزرگ دیوارئی مهمانخانه گززك خودرا نه بار بر زنگ بزرگ خود نواخته رسیدن وقت ملاقات صدر اعظم پاشا را بما اخطار نمود . لهذا بمعیت حضرت پدر و رهنمائی مهماندار خود بخانهٔ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
