Machine transcription
صحیفه ۱۷۳ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
و نیازانۀ ما بود ! لاجرم ما هم از کلامهای شاعرانه در گذشته از همدیگر
جدا شدیم . مادام ماری بدالان فرو آمد . موسیو ، و مادام دیمتری
هنوز بدعا و عبادت کوه خود مشغول بودند ، ماداموازل ژولی و
نیکولاکی ، و آستون برپل قومانده برآمده بامادام کپتان بسیر و تماشای
قیل وقال ، و غزل سرائی و حرکات مختلفه مسافرینی که در درجۀ عام
سکونت پذیر اند مشغول مانده اند . ساعت هم به دوازده بجه رسیده بود.
حضرت پدر مرا آواز داده فرمودند که :
-- آیا ابومحی الدین طعام را حاضر کرده باشد ؟
گفتم – نمیدانم . اگر حاضر باشد بیارد ؟
فرمودند – بلی بیارد . زیرا هم گرسنه ام و هم بیخواب !
هماندم در نزد ابومحی الدین آمده از حاضر بودن طعام جویا شدم.
گفت – ده دقیقه بعد حاضر میشود . زیرا يك يخنی پالو گوشت
كبك پخته ام و حالادم کرده ام هنوز دم نخورده .
گفتم – كبك را از کجا بدست آوردی ؟
گفت – درسلانيك ازيك يهودى بيك مجيدى خريده بودم.
گفتم – آفرین استا !
گفت – تنها همینقدر نیست ! آشپز باشی کپتانرا چنان بدام آورده ام
که هر چه بخواهم به يك چند پيسه از و بدست آورده میتوانم .
گفتم – احتياط كن چونکه این يك نوع خیانت شمرده میشود .
گفت – بمن چه ! من به پیسه میخرم. خیانت وعدم خیانت بکردن
آشپز باشیست . و هم بدیگر چیز احتیاج ندارم روغن برنج تخم مرغ پنیر
زیتون ترشی مربا سر که تا بمرچ و مسأله و نمك همه چیز از بيروت تا به اینجا
ناقص نشده ، ولی بدو چیز محتاج میشوم یکی گوشت تازه ، و یکی سبزی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
